مجله تربیتی آینه

معرفی گروه فرهنگی تربیتی آینه

آدم وقتی دارد با ماشینش در جاده رانندگی می‌کند، اگر ته دلش را بگردی، دو جور نگرانی می‌توانی پیدا کنی. نگرانی نوع اول این است که نکند خوابم ببرد بروم لای باقالی‌ها، نکند حواسم نباشد جاده بپیچد من نپیچم، نکند اشتباه محاسباتی کنم و تا بخواهم سبقت بگیرم بکوبم به ماشینی که از آن طرف می‌آید و... . من به این نگرانی‌ها، «خودنگرانی» می‌گویم. یعنی نگرانی‌ات از این است که تو، که راننده ماشینی، وظایفت را نتوانی خوب انجام بدهی. چاره رفع خودنگرانی هم این است که حواست جمع باشد، احتیاط کنی، خواب‌آلود پشت رل ننشینی و... .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۸/۰۸ ، ۱۰:۵۷

ابلیس که به خاطر سجده نکردن به آدم، از بهشت بیرون انداخته شد، رو کرد به خداوند و گفت: به عزتت قسم همه بچه‌های این آدم را گمراه می‌کنم. نمی‌گذارم آب خوش از گلویشان پایین برود. آنقدر از چپ و راست و جلو و عقب سراغشان می‌روم تا بالاخره چپ کنند. قسم خورد و تا بحال، پای قسم هایی که خورده، ایستاده!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۸/۰۲ ، ۱۳:۰۷

کافی است کلمه «اعجاز قرآن» را در گوگل جستجو کنیم تا بفهمیم از شرق تا غرب عالم معجزه قرآن را در چه چیز می دانند؟ بعد از اعجاز ادبی، یا درباره مباحث علمی نوشته اند یا کسانی را که به قرآن بی احترامی کرده اند و مسخ شده اند را گزارش نموده اند. حتی هیچ خبری از کسانی که با قرآن شفا پیدا کرده اند نیست. در حالی که نه اعجاز علمی ادعای قرآن بوده است و نه مسخ شدن توهین کنندگان.

حداقل یک آیه « وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ» وجود داشت که آن را هم کسی بها نداد. انگار این قرآن دیگر معجزه نیست!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۷/۰۷ ، ۰۸:۰۰

امام صادق علیه السلام از عجایب قرآن سخن می گفت: روز قیامت در زیباترین چهره بر مردم ظاهر می شود... آنگاه خداوند به او می گوید ای حجت من بر روی زمین، سرت را بالا بگیر و شفاعت کن! قرآن می گوید: پروردگارا، گروهی از مردم، از من حفظ و مخافظت کردند و چیزی را ضایع ننمودند. اما گروهی از آنان مرا ضایع، حقم را تحقیر، و خودم را تکذیب کردند... سپس خداوند به عزت و جلالش سوگند می خورد که گروه اول را بهترین جزا و گروه دوم را به دردناکترین عقاب برساند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۰۷/۰۶ ، ۰۸:۰۰

وقتی می گوییم تدبر یعنی «منسجم فهمیدن کلام خداوند»ی که به صورت حکیمانه ای کلامش را تدبیر کرده است،‌یعنی تدبر دیگر تفکر و تعمق و تفسیر و تاویل نیست. پس دیگر نباید نگران تفسیر به رای بود و  یا انتظار مطالب عمیق و تاویلی داشت که جز از معصوم بر نمی آید. زیرا قرار نیست حرفی از غیر ظاهر قرآن زده شود، بلکه هر چه هست همان متن الهی است که بشر را به عجز آورده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۷/۰۵ ، ۰۸:۰۰

تدبر همین کاری است که الان دارید در مقابل این نوشته ها می کنید. گوینده صحبت می کند، شما گوش می دهید و می فهمید. نویسنده می نویسد،‌شما می خوانید و می فهمید. فعالیت ویژه ای نیست، بلکه منسجم فهمیدن حرف های گوینده و نوشته های نویسنده است. اما اگر کسی بخواهد مطالب پراکنده ای را پیگیری کند، واقعا چه می فهمد؟

تدبر یعنی اگر پای سخنرانی خدا نشستید، آن را کلمه کلمه های پراکنده نشنویم. چون سخنرانی خدا کلمات مجزا از هم نیست. هر سوره یک سخنرانی است؛ خدا در هر سوره یک سخنرانی برای یک هدف خاص کرده و می خواسته فرد یا جامعه را یک قدم رشد دهد. حتی وقتی یک آدم عاقل حرف می زند،‌پراکنده حرف نمی زند. چه برسد به خدا.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۷/۰۴ ، ۰۸:۰۰

آدم خجالت می کشد وقتی که قرآن را با چیز دیگری مقایسه می کند؛ چه آن چیز کتاب های دیگر مثل دیوان حافظ و سعدی و حتی کتب پیامبران پیشین باشد، چه معجزاتی مانند شتر صالح و عصای موسی و کشتی نوح. اصلا قرآن کجا و آنها کجا؟؟ ولی چه کنیم که آن قدر از این بحر عمیق و درّ عتیق دور افتاده ایم که تا این مقایسه ها را نشنویم، به خود نمی آییم و قدمی بر نمی داریم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۷/۰۳ ، ۰۸:۰۰

می توان حدس زد انبوه جمعیتی را که در یک موزه جمع می شوند، اگر بدانند که در آن موزه عصای موسی (ع) به نمایش در آمده است؛

می توان تخمین زد تعداد مردمانی را که به یک شهر دورافتاده هجوم می برند، اگر بفهمند که کوچک ترین بقایایی از استخوان های شتر صالح (ع) در آن جا کشف شده است؛

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۷/۰۲ ، ۰۸:۴۴

حتما تا بحال برایتان پیش آمده که صحنه ای، اتفاقی، رویدادی، شخصی و چیزی را ببینید و احساس کنید که این اتفاق قبلا هم برایتان افتاده. احتمالا آنقدر با این پدیده مواجه شده اید که دیگر نیازی به مثال زدن نیست. اما فرض کنید در منزل نشسته اید و ناگهان کسی از در وارد می شود و شما احساس می کنید دقیقا عین این اتفاق را قبلا هم دیده اید.

معمولا شما چنین مسائلی را چگونه تحلیل می کنید؟ اگر خیلی راحت بگویید "خب این اتفاق قبلا هم رخ داده"، باید خودتان را قانع کنید که چگونه ممکن است دو اتفاق دقیقا و 100% مثل هم و بدون هیچ کم و کاستی برای یک نفر رخ دهد؟ حتی در مواردی ممکن است دو نفر نسبت به یک پدیده چنین احساسی داشته باشند مثل وقتی که کسی را در خیابان می بینید و احساس می کنید او را می شناسید، او هم احساس می کند شما را می شناسد، اما هرچه مرور می کنید نمی دانید چرا و چگونه با هم آشنا شده اید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۰۶/۱۵ ، ۱۶:۱۶

فرض کنید فردی پس از عمری کار و تلاش و کارمندی و پول جمع کردن و پس انداز کردن و... توانسته مبلغی پول را جمع کند. در اصل هدفش از این جمع کردن پول و سرمایه، این بوده که بتواند برای دختر دم بختش جهیزیه تهیه کند. در همین زمان که قصد خرید جهیزیه داشته، در خیابان دوست مورد اعتمادش را می بیند و پس از مکالمه ای کوتاه، دوستش به او می گوید با اطلاعاتی که من بدست آوردم، در دو سه ماه آینده قیمت خودرو افزایش پیدا خواهد کرد و یکی بهترین کارها این است که هر کس می تواند، در این زمان خودرو بخرد و نگه دارد و پس از سه ماه آنرا به مثلا دو برابر قیمت بفروشد. (به ادامه مطلب رجوع کنید)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۰۶/۱۵ ، ۰۳:۴۱